اوشیدرِ دروغین
کسی که پیشگویی «اوشیدر» را محقق ساخت، هزار سال پس از تولد زرتشت و در دوران مناقشه میان ایران و روم، در بیتلحم و از مادری باکره به نام مریم متولد شد و نامش را «یشوعا» گذاشتند. سه تن از مغان برای تأیید تولد او — که تحققبخش پیشگویی زرتشت بود — به دیدارش آمدند. یشوعا پیش از رسیدن به سن سی سالگی، به سرزمینهای «پارنی» (اشکانیان) در ایران، قلمروهای تحت سلطه روم و دیگر نقاط آسیا سفر کرد؛ سفرهایی که شامل بازدید از دریاچه «کاناساوا» نیز میشد. با این حال، یشوعا مرتکب اعمال ناپسندی شد که بدترین آنها پیوستن به فرقه میترا برای کسب دانش از آنان بود؛ اقدامی که باعث شد او به نام «یشوعا ها-نوزری» (یشوعای ناصری) شناخته شود. او علاوه بر این، آموزههای باطنی دیگری را نیز آموخت و با وانمود کردن آنها به عنوان معجزه، افراد سادهلوح را به پیروی از خود واداشت و به دروغ ادعا کرد که پسر خداست. «موعظه بالای کوه» توسط یشوعا، فراخوانی برای تحمیل عقایدش به دیگران بود و او خیلی زود با مقامات رومی درگیر شد؛ مقاماتی که به یهودیانِ پیرو «یهوه» اجازه دادند تا او را به عنوان یک مجرم به صلیب بکشند. یشوعا پس از مصلوب شدن، با تظاهر به مرگ — در حالی که در واقع مشغول کند کردن سوختوساز بدن خود برای بازیابی قوا بود — وانمود کرد که از مردگان برخاسته است؛ سپس پیش از سفر به مدیترانه غربی، جزایر بریتانیا، قاره آمریکا و دیگر نقاط، به دیدار پیروانش در فلسطین رفت. پیروان «یشوعا ها-نوزری» خود را شاگردان مسیح نامیدند و به ترویج آموزههای نادرست او پرداختند؛ امری که موجب شکاف در فرقه میترا و بروز درگیریهای گسترده میان آنان و پیروان «آیین پاک زرتشت» شد. آنها با مکتوب کردن عقاید خود در کتابی به نام «انجیل» (یا کتاب مقدس)، مغانِ آیین پاک را دروغگو خوانده و تهدید کردند. دیری نپایید که رومیان از کسانی که تحت نفوذ و بازیچه ایران بودند، به عاملان بیثباتی بیشتر در ایران بدل شدند و ایران نیز در پاسخ، سلاح بیولوژیکی موسوم به «طاعون» را علیه آنان به کار گرفت. سرانجام، اردشیر پسر بابک — از خاندان ساسان و منسوب به هخامنشیان — علیه پارنیها (اشکانیان) قیام کرد، کنترل ایران را به دست گرفت و «عصر نقره» را آغاز نمود.
Comments
Post a Comment